تلفن چی است، خوشرو وبانشاط. چهارده سالگی برای او پایان زندگی و شروع زندگی ای است که بسیار متفاوت است. یک شیطنت و کنجکاوی نوجوانی، مسیر زندگیش را تغییر میدهد. سال هاست که چشمانش جز سیاهی چیزی را نمی بیند اما ناامیدی برایش معنا ندارد. شاید حداقل بیست و سه مهر بهانه ای باشد تا خسرو زیاری بی هیچ نگرانی از دردودل هایش بگوید:
کد خبر: ۶۶۸۱۷۰
تاریخ انتشار: ۲۳ مهر ۱۳۹۷ - ۲۲:۳۵ 15 October 2018
 
تلفن چی است، خوشرو وبانشاط. چهارده سالگی برای او پایان زندگی و شروع زندگی ای است که بسیار متفاوت است. یک شیطنت و کنجکاوی نوجوانی، مسیر زندگیش را تغییر میدهد. سال هاست که چشمانش جز سیاهی چیزی را نمی بیند اما ناامیدی برایش معنا ندارد.
 شاید حداقل بیست و سه مهر بهانه ای باشد تا خسرو زیاری بی هیچ نگرانی از دردودل هایش بگوید:
 
*کتاب نداریم
زمانیکه من تحصیل میکردم، کمک های بسیاری از سوی مسولان صورت میگرفت. اما حالا تنها تا مقطع متوسطه امکانات خوبی به افراد داده میشود و برای آموزش عالی فقط بخشی از شهریه را تقبل می کنند‌.
از بین کتاب های آموزشی تنها تعداد محدودی بصورت صوتی هستند و مابقی باید به کمک خانواده بازخوانی شود تا افراد نابینا بتوانند تحصیل کنند.
 
 
* شهرمان ،شهر نیست
به خاطر بافت نامناسب شهری نمیتوانیم به راحتی در خیابان و میادین رفت آمد کنیم.اکثر ارگان های دولتی و سازمان ها تاکنون هیچ مناسب سازی برای معلولان الخصوص نابینایان در نظر نگرفته اند. درمانگاه تامین اجتماعی و اداره آب و فاضلاب تنها مکان هایی هستند که به معلولین اندیشیده اند.
یک فرد نابینا هیچ گونه ترددی نمیتواند در شهر داشته باشد.امکانات شهری حتی برای افراد سالم هم مناسب نیست چه برسد به معلولین و نابینایان.
 
 
 
*وابسته ایم
ما حتی به تنهایی نمیتوانیم هویتمان را حفظ کنیم.
با اینکه به راحتی میتوانند کارت های ملی و شناسنامه مان را به خط بریل بنویسند تا ما برای خواندن آن وابسته به فردی نباشیم، اما کوتاهی میکنند.
هیچ باجه بانکی برای معلولین در نظر گرفته نشده و کارت های بانکی ما نیز معمولی است، همواره نیاز داریم تا فرد دیگری کارهایمان را انجام دهد. 
مشکل وابستگی ما به دیگران به راحتی قابل حل است اما مسولان فکری نمی کنند.
 
*تفریحی جز ورزش نداریم
جز ورزش هیچ راه تفریح و سرگرمی برایمان وجود ندارد. در اداره بهزیستی سالن و امکانات ورزشی تهیه شده اما تا کنون به ما اجازه ورود و فعالیت نداده اند. هزاران سالن ورزشی تجهیز شده باشد تا زمانیکه ما حتی نمیتوانیم وارد آن شویم، هیچ فایده ای ندارد.
 
 
 * بیکاری معضل بزرگ
تنها کاری که یک نابینا میتواند به راحتی انجام دهد اپراتوری سازمانها و شرکت ها است. اما تا امروز هیچ ارگانی به این موضوع توجه نکرده است و درخواست های فراوان ما به اداره کار و استانداری هم بی جواب باقی مانده.
اشتغال، مسکن و ازدواج عمده ترین مشکلات یک نابیناست. بهزیستی، استانداری، فرمانداری، شهرداری و بانکها در قبال ما مسول هستند.
اما متاسفانه ،کوچکترین توجه ای صورت نمیگیرد.
 
*حقوق دریافتیم کفاف نمیدهد
ده ساله که تلفن چی اداره بهزیستی هستم اما تاکنون یک قراداد رسمی با من نبسته اند و بصورت موقت کار میکنم. شغل من به گونه ای نیست که اضافه کار یا ماموریت داشته باشم به همین خاطر حقوق دریافتیم به قدری کم است که روزهای آخر ماه را به سختی میگذرانیم.
 
*آرامش ندارم
چند سالی است که از سوی رهبر به من خانه داده اند اما هنوز سندی ندارم. در مجتمع ما با چند خانواده نابینا و معلول و اعصاب و روان زندگی میکنم و  سندی ندارم که بتوانم نقل مکان کنم.
به قدری محیط ناآرام و ناامن است که اعتماد نمیکنم دخترم به تنهایی رفت آمد کند، این وضعیت نامناسب گریبان گیر همه نابینایان و معلولین ساکن آنجاست.
 
*سخن آخر
تمام اقشار جامعه به راحتی وام میگیرند اما ما باید پروسه سختی را طی کنیم. زندگیمان به سختی میگذرد و مشکلات معیشتی بسیاری داریم. اگر مشکل کار ما به همت مسولان رفع شود بار بزرگی از دوشمان برداشته میشود.
منبع: تابناک
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار